البیان

پیامبر اعظم صلّى‌الله‌علیه‌وآله: آن کس که خود را بر مسلمانان مقدم بدارد، در صورتى که مى‌داند در میان مردم کسى برتر از او وجود دارد، به خدا و رسولش و به مسلمانان خیانت کرده است.

گاهی رشد و کمال در سلب توفیق است

داستانی از مرحوم آیت الله قدوسی (رحمةالله‌علیه)

نویسنده : آیت الله سید ابوالحسن مهدوی
گاهی رشد و کمال در سلب توفیق است
گاهی رشد و کمال در سلب توفیق است

در روایت در بحث نماز شب آمده است که شخصی با خواندن نماز شب دچار عجب شده و گمان می کند که مستقلا موفق به خواندن نماز شب شده و توفیق الهی را در عمل خود دخیل نمی دانسته، خداوند مهربان نیز از روی لطفی که دارد او را به حال خودش وا می گذارد و توفیق نماز شب را از او می گیرد.

شهید قدوسی رضوان الله تعالی علیه نقل می‌کند: " که طلبه ای در مدرسه ی علمیه مقید بود که هر موقع جنابتی برایش حاصل شود  با هر مشقتی که می تواند به سرعت غسل کند تا در آن حالت باقی نماند. زمانی این طلبه ( ظاهرا به خاطر بیماری ) به حالت احتضار درآمد و قبل از فوتش در حالی که گریه می کرد به مرحوم شهید قدوسی گفته بود: آقای قدوسی من در طول عمر خود مراقب بودم که در حالت جنابت  به سر نبرم اما اکنون که در آستانه ی مرگ قرار دارم در این حالت هستم و توانایی غسل کردن ندارم." 

آنچه که هنگام شنیدن این سخن به ذهن می‌رسد این است که:

خداوند متعال قصد تکامل  بنده اش را دارد و برای اینکه مطلبی به او یاد دهد در آن لحظه اجازه ی غسل کردن به او نمی دهد تا بنده اش بفهمد که خودش همه کاره نیست بلکه توفیق الهی سبب شده تا او توانسته در طول عمرش این چنین عمل کند.

در حالی که آن شخص تا آن لحظه خود را می‌دید و می‌گفت: " یک عمر من این چنین رفتار کردم " و اکنون متوجه می شود که مستقل نبوده و توفیق از جای دیگری شامل حالش شده است. چرا که اگر به خاطر خود او بود این نوبت نیز باید می توانست غسل کند اما در آستانه ی مرگ  این چنین نشد.

فهمیدن و درک این حقیقت، که خداوند گاهی از بندگانش سلب توفیق می کند تا از خواب غفلت بیدار شوند، کمال بزرگی برای انسان است.

چنانچه در روایت در بحث نماز شب آمده است که شخصی با خواندن نماز شب دچار عجب شده و گمان می کند که مستقلا موفق به خواندن نماز شب شده و توفیق الهی را در عمل خود دخیل نمی دانسته،  خداوند مهربان نیز از روی لطفی که دارد او را به حال خودش وا می گذارد و توفیق نماز شب را از او می گیرد.
این بنده ی متکبر نیز وقتی نماز شبش فوت شد، تازه به فکر فرو می رود که چرا نتوانستم نماز بخوانم و شروع به گریه و جزع و فزع می کند. ارزش این گریه بالاتر از نماز شبی است که از روی عجب بجا آورده شود.
بهترین حالت برای بنده این است که هم نماز شب رابخواند و هم خود را مستقل ندانسته و همواره به یاد داشته باشد که خدای متعال این توفیق را به او عنایت فرموده است.

ارسال نظرات و دیدگاه های شما

توجه:

با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پرتال تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید.

• نظر شما پس از بررسی و بازبینی توسط مدیریت برای نمایش در سایت قرار داده می شود.
• نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد.
• نظراتی که شامل سئوال شرعی یا نتایج مسابقات باشد منتشر نخواهد شد. ( از فرم تماس با ما استفاده فرمایید)
• نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.
• متن نظر شما می بایست حداکثر 1024 کاراکتر باشد.